مريض احوالم حسابي. سرماخوردم . سنگينی سر و درد استخون از يه طرف ، آبريزش از يه طرف ديگه . اهل دكتر و دوا هم نيستم و خود درمانی ميكنم . خودمو بستم به شلغم و آب پرتغال و سوپ .حالا بهترم اما صدام شده شبيه خروس. اين چند روزه هم كلی كار ريخته بود رو سرم . تو اينهمه كار تصميم گرفتم اسباب كشی كنم به بلاگ اسپات . يه كارايی كردم اما يه كمی مشكل دارم . يه خير پيدا ميشه كمكم كنه ؟

تا ۲ هفته ديگه ماموريت ۶ ماهه من تو اين سازمان تموم ميشه . خيلی زود گذشت . وقعا عمر آدمی مثل برق و باد ميگذره و ما هم غافليم از اين لحظه ها و هيچ استفاده ای ازشون نميكنيم . من خودم كه حسابی تنبل شدم . مدتيه نه چيز جديدی ياد گرفتم نه كارهای نصفه و نيمه قبليمو تكميل كردم. نمونش همين كلاس نقاشی كه نصفه مونده و اخرين تابلوم مونده تو خونه خانوم معلم و اون هی پيغام و پسغام كه دختر جون بيا اينو كامل كن حيفه . بنده خدا ميگه هر روزی بيايی هستم . اما كو همت؟؟

اين سريال عشق گمشده رو ديدين ؟ شنبه ها شبكه ۳ ساعت ۸:۱۰ . ديدين دختره چقدر بدبينه ؟ وقتی روز عروسی خواهرش ميگفت يه بدبخت به بدبختهای ديگه اضافه شد اين شكلی شدم 11.gif وقتی گفت بذار چندماه اول بگذره و عسلها تموم بشه كه ديگه خيلی پكر شدم. به عزيز دلم گفتم يعنی واقعا اينجوريه ؟ عسلهای زندگی ما هم به زودی تموم ميشه ؟ در جواب گفت نه جونم تازه عسلها جا ميفته!!! كلی ذوق كردم از اين جوابش ... واقعيتش منم فكر ميكنم هر چی زمان ميگذره عشق و علاقه بيشتر ميشه . عشق مثل شراب ميمونه كه زمان ميخواد تا جا بيفته . من كه راضيم . خيلی هم راضيم . خدا رو هم خيلی شاكرم كه اين مرد نازنين و مهربون اومده تو زندگی من. حالا اگه گوشتون رو بيارين جلو يه چيزی رو بهتون ميگم بين خودمون باشه . گاهی وقتها ميگم چرا همون ۹-۸ سال پيش كه منو ديد بهم پيشنهاد ازدواج نداد؟؟؟؟ خودش كه ميگه موقعيتش رو نداشته !!

/ 10 نظر / 5 بازدید
violet

کلی ذوق مرگ شدم از خوندن جواب عسل خانت

ساکورا

نيلوفر آبی عزيز اميوارم زودتر خوب بشی .سرما خوردگی خيلی بده.راستی در مورد زمان گفتی که خيلی زود می گذره.

بانوی ایرانی

نيلوفر جونم٬انشالله مه زودتر خوب بشی مادر.مراقب خودت باش...به نظر منم عشق زيبا٬هر روز بيشتر ميشه.منو همسر جونم که عاشقيم و عاشق ميمانيم که نيست دنيايی زيباتر از عشق.شما هم که همينطور.راستش منم به مسعود اينو ميگم که چرا ۱۰ سال پيش که ميگفتی نيومدی خواستگاری؟ميگه آخه تو کوچولو بودی.ميترسيدم درس نخونی و بری پی بازيگوشی!!!ولی راست ميگه ها اگه زودتر اومده بود ديگه کی درس ميخوند.فقط جيک جيک بود و عشق و مستی...............بوس برای تو عاشق نازنين.سلام به عزيز دل برسون.

نازخاتون

سلام خوشگل نازنازي من. چرا مريض شدي عزيزم؟ مواظب سلامتي خودت باش! آقاي همسرت راست ميگه که عسل ها مدام جا ميافته و زندگي شيرين و شيرين تر ميشه:) دوستت دارم يه عالمه:)

بلفي

اولاً: سرماخوردگيت انشالله زودی خوب شه.ولی از من می شنوی يه سری به دکترجون بزن! خدايی نکرده بهت بمونه،خيلی خوب نيست.حالا قرصهای مسکن داد،نخور،اما مواظب خودت باش که زود خوب شی.دوماً : به اون صورت محکم و قاطعی که من ديدم،نمياد که بی همت باشه!؟ سوماً: من اون سريال را نديدم،اصلاً تلويزيون نمی بينم.ولی اين چرت و پرتا که گفته،واسه خودش گفته:)) احتمالاً ترشيده بوده! :)) .چهارماً : يادت باشه،اصفهانيا حاضر جوابن.از همشهريه محترم ما هم،غير از اين جواب انتظاری نمی رفت!( يه ذره تپق بايد بيام ديگه :)) پنجماً: (بازم اصفهانی بازی): اصفهانی جماعت،با لباس دومادی و عروسی ميره خونهء بخت،با کفن مياد بيرون.

فاطمه خانم

بابا چقدر عجله ميكني .همين قسمت بعدي باهم اشتي ميكنن . تازه دختره براي شوهرش جشن تولد هم ميگيرد .

mehrvash

سلام دوست جونم . دلم برات لی لی پوتی شده بود ..

بانوی ایرانی

پريروز هر چی زنگ زدم خونتون گوشی رو برنداشتين.حالا يا اشتباه گرفتم يا خونه نبودی.به هر حال٬خوب شدی؟فدای تو.

خواهره

اگه همون روزاول حرف من و گوشمی کردی می رفتی دکتر الان خوبِ خوب بودی .

مونا

تو خيلي دلت خوشه بابا . اول زندگيته . پنج سال ديگه همين موقع بهت سلام مي كنم . شوهر من كه اصلا عسل كه چه عرض كنم ، زهر مارهم نداره . نه كور مي كنه نه شفا مي ده .